تبليغاتX
عشق آخر
عشق آخر

خانه تنهایی من


بازیه عشق

در بازی عشقمان حکم دل بود و کارت های سر در دستان تو.............. من باختم!


پنجشنبه سی ام خرداد 1387 |

 

چقدر منو دوست داری؟


پنجشنبه سی ام خرداد 1387 |

 

عادت همه چيـز را ويران مي كند واي بر روزي كه

چيزي ـ حتي عشـــــق ـ عــادتـمان شـود ...عاشق كم است

 وسخن عاشقانه  فراوان ديگر سخن گفتن عاشقانه،

دليل عشق نيست و آواز عاشقانه  خواندن ،

دليل عاشق بودن ولي اي دوست ، تو نگاه عاشقانه ات

 را عاشقانه نگهدار و كلام ساده ي عاشقانه ات

 را خالصانه بگو و هميشه به ياد داشته باش

شبــه عشق در كنار عشق بوده است


پنجشنبه سی ام خرداد 1387 |

 

انگاه که آغاز فرا میرسد

گاهی سکوت مانند عنکبوت
انگونه بر گلوی سخن میتند که من
اندیشه میکنم
دیگر درون سینه سرودی نمانده است
اما دوباره عشق
این احساس نا شناس
از راه میرسد
انگاه لبهای من
با نرمی شگفتن گل
باز میشود
برگی ز دفترم لبریز از اوج اواز میشود


پنجشنبه سی ام خرداد 1387 |

 

زیبایی تو

بيا ! ...
اين روزها پنجره ی خيس نگاهم را رو به کوچه باغ معطری باز می کنم که نسيم مهربان لبخندت را انتظار می کشد ....


 

و وقتی دانه های اميد را برای پرندگان آرزو می ريزم ...التماسشان ميکنم تا دعا کنند تو بيايی ....


 

عاشق تر از هميشه ....


 

تو نيستی و بوسه هايم بر قاب يادت ؛ اشک می شود .... تا ترانه ی سکوتم با شکستن بغضی تلخ ؛ آهنگين شود ...
عزيزم !


 

هر بار که با خواندن نام


 

زيبای تو ؛ تکه


 

ای از احساسم آتش می گيرد ؛ می فهمم ؛ اين درد آنقدر بی درمان شده که اميدی به شفايش نيست !!!!! .....

پنجشنبه سی ام خرداد 1387 |

 

دل تنگی

دلم برای کسی تنگ است
که چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دریا می دوخت
و شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند
دلم برای کسی تنگ است
كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد
و پري دلم را با وجود خود خالي
دلم برای کسی تنگ است
کسی که بی من ماند
کسی که با من نیست
دلم برای کسی تنگ است
که بیاید
و به هر رفتنی پایان دهد
دلم برای کسی تنگ است
که آمد
رفت
...... و پایان داد
کسی ....
کسی که من هميشه دلم برايش تنگ می شود

....كسي كه دوستش دارم ....

عاشقانــــــه هميشـــــــه تا ابد تاخود خداونـــــد!

...دلم براي تو تنگ است ...



پنجشنبه سی ام خرداد 1387 |

 

یکهو دیوار روی سرم خراب شد. مردم.*

 

من تا دیروز چیزهای زیادی گفتم.

امروز اما لحنم تغییر یافته.

دیگر به هر کسی هر چیزی را نمی گویم.

به خیلی ها هم چیزی نمی گویم.

فعل گفتنم را جور دیگری صرف می کنم.

زبان دیگری شروع کردم.

مادرم را عوض کردم تا زبان مادری ام را خوب یاد بگیرم.

از وقتی مردم اختیار کارها دستم خودم است.

زود دلگیر می شوم.

دیر خسته می شوم.

همیشه مریضم.

به گمانم مردن از سر درد هم بیشتر درد دارد.

یا شاید سر درد از عوارض مردن است.

هر روز برنامه ریزی ی جدیدی دارم برای وقتهای مردگیم.

فکر می کردم مرده ها همیشه خواب هستند.

از بی خوابی اما دارم می میرم.

نمی دانم اگر اینبار بمیرم چه می شود.

تصوری از این مردن ندارم.

آمده بود که سری بزند و برود.

سر درد داشتم.

وقتم نبود.

از خودش که بپرسی می گوید: وقتم نبود.

چیز زیادی نگفتم.

دور چشمهام گود رفته.

سایه انداخته پلکهام.

زیاد تعریفی نیستم دیگر.

گفتم دارم می میرم.

دارم از کوره در می روم.

زیادی سرد و گرم چشیده ام.

آنقدر که این روزها ست ترک بردارم.

گفتم کمی بخواب.

مرده خوابش نمی برد اینجا.

اگر بمیری گریه نمی کنم.

اما با بی خوابی چه می کنی؟

آنوقت می آیم و از آن همه روز های خواب برایت حرف می زنم.

با هم گریه می کنیم.

می دانی گریه برای مرده میمون نیست؟

خوش به حال کسی که هویت پس از مرگ ندارد.

شناسنامه ی باطل ندارد.

امضا ندارد.

عکس ندارد.

لبخند ندارد.

خوش به حال کسی که جنازه ندارد.

این طوری که من هستم خوب است.

می شود رفت توی دشت و با کسی که نمی شناسی خوابید.

باد که بیاید روی عرقت نمی نشیند.

عرق نمی کنی.

نباید چیزی را پاک کرد.

آن روزها می فهمیدم که زندگی پاورچین پاورچین دور می شود.

آن قدر گذاشتم که برود تا دیگر نبینمش.

دور که شد، دیگر ندیدمش که، آرزوی بودن کردم.

حالا می آیی توی این سر درد ، دستم را بگیری، کلمه بپوشانی ام، این دستها اما، کمی از دراز تر بلندتر است، بی قواره می شوم با این ها، این چند دست لباس را که نمی شود به همه پوشاند، اصلن مردم که یک دست لباس سفید برای خودم داشته باشم.


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

من

من ساده‌ام

و معصوم

یک لیوان سفالین آبی

که از شیر آب مهربانی

پر شده

تشنگی‌ام را

فرو می‌نشاند

نوازش گرم یک دست

شب‌ام را چراغانی می‌کند

و یک تکه نان دل‌خوشی

برای سیر کردن‌ام

کافی‌ست

مرا مخواه به فریب

مرا مجوی به دروغ

مرا مبوس به دلهره

مرا به من مگو

مرا به خود مخواه

مرا کشف کن

خالق سیاه تنهایی!

لب‌ام را ببوس

 

 

من ساده‌ام

و معصوم

.

.

.

خداحافظ!

لب‌ام را ببوس


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

شاید

شاید که دیر است

شاید نگاهی هنوز درگیر است

شاید که پوچ است دنیای سرد من

شاید دلت به وسوسه ای زنجیر است

از هرچه بود، زیبایی بی سند به نام تو

از هرچه هست،بی تابی به پای حضور تو

از هرچه ماند، عکسی را به کاغذت سنجاق کن

از هرچه رفت، خاطرت را پاک پاک کن


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

باج

باج می­دهم

به باج­گير درونم

به او

که نه چون من

بلکه چون گدایی سمج

به روح­م آویزان می­شود

و نه دل

بلکه ارزوي درونم را می­فروشد...

باج مي دهم

به اولین کلامی که مرا

به وجد  بی­آبروی

به تماشا می­گذارد

و خودش شگفت­زده

تابه کشف جغرافیای  تنت بنشينم ­

باج می­دهم

به «کودک» دل

که به تك بوسه اي قناعت دارد

و به خنده­ا

و به سرخوشی لحظه­ اي

و به تمام چیزهایی که

حس می­ كنم

و تمام می­شود...

باج می­دهم


به لمس نازک دست­هایت


باج می دهم به  تو

که در کنار قفسه ­ی اندیشه­ هايت

آرام آرام

جان می­سپارم

باج می­دهم

به تمام ارزوهايي

که در دشت تاریک و مرموز وجودم

می­روند و می­آیند

و گاهی خواب­هایم را

آشفته می­سازند


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

زخم‌ها

همه‌ی ما زخم‌هایی داریم
روی بازو یا ساق پا
زخم‌هایی قدیمی
که داستان دارند
که می‌شود
با آن‌ها
ما را شناسایی کرد
زخم‌هایی بر پیشانی
یا
بر قلب‌هایمان



چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

واگوبه

خوشبختی یک لا قباست
سربه زیر و خجالتی
ساده لباس می‌پوشد
بوی گل می‌دهد
صدایش کنی
می‌پرد در آغوشت
تا وقتی فکرش را نکنی
رهایت نمی‌کند


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

دل نوشته

می دانم تو همیشه می شنوی
اما من دیگر صدایم در نمیاد
اگر می توانی ذهنم را بخوانی
دلم یک شب بخیر می خواهد
با یک بوسه کوچولو روی لپ هایم
با اغوش همانی که٬ همدیگر را از یاد برده ایم .
میخواهم مثل ان وقت هایی که هنوز همدیگر را میشناختیم ٬
میان خواب و بیداری گونه ام٬را ببوسد و قربان صدقه ام برود
بعد من فکر کنم که این ها همه اش حقیقت عاشقانه ای ست
که هیچ گاه تمام نمی شود
نمی خواهم از ان همه تصویر
فقط رنگ دروغش در یادم بماند
نمی خواهم
این فکر مدام را که زیر گوشم میگوید
چرخ های اعتماد
دير زماني ست كه نمي چرخند

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

غم

تصاويري عاشقانه براي ارسال به عشقتان

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

زندگی

تصاويري عاشقانه براي ارسال به عشقتان

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

وسعت


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

دل بریدم از.........


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

(¯`•.شادی و غم.•´¯)

اگه يک روز شاد بودي اروم بخند چون غم بيدار نشه و اگه يک روز غمگين بودي اروم گريه کن تا شادي نااميد نشه....


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

منم عاشق


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

من در این کلبه خوشم


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

امتداد لحظه ها


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

بارن


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

پایان فاصله

عاشقانه

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

عشق را به کسی بدهید.......

عشق را به کسانی بدهید که لایق ان هستند نه تشنه ان زیرا تشنه روزی سیراب خواهد شد

عاشقانه


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

تقدیم به بهترینم

عاشقانه


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

کاش عاشقی


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

غریبه


سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

یادگار عشق


سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

عاشق شدم کاش ندونه


سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

3dgirl.blogfa.com عكس هاي عاشقانه، عكس دوتا عاشق ، عشق بازي، عشق

عشق رازی مقدس است . برای کسانی که عاشقند ، عشق برای همیشه بی کلام می ماند ؛ اما برای کسانی که عشق نمی ورزند ، عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست


سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

آنکه.......

3dgirl.blogfa.com عكس هاي عاشقانه، عكس دوتا عاشق ، عشق بازي، عشق

سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

دلم گرفت

3dgirl.blogfa.com عكس هاي عاشقانه، عكس دوتا عاشق ، عشق بازي، عشق

سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

دست مرا بگیر

3dgirl.blogfa.com عكس هاي عاشقانه، عكس دوتا عاشق ، عشق بازي، عشق

دست مرا بگیر که باغ نگاه تو

 

   چندان شکوفه کرد که هوش از سرم ربود

 

                                           من جاودانیم که پرستوی بوسه ات

 

                                                بر روی من دری ز بهشت خدا گشود

 

 اما چه می کنی . . .

 

  دل را که در بهشت خدا هم غریب بود . . . ؟ !

 


سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

اشک

3dgirl.blogfa.com عكس هاي عاشقانه، عكس دوتا عاشق ، عشق بازي، عشق

با هر بهانه ای نمی شود اشک ریخت اما نبودنت بهترین بهانه برای

 

                                         گریستن است .


سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

غروب


سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

نمی دانی چه.......


سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

دوستت دارم عشق من


سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

گریه هایم بی صداست........


سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

دروغ


سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

می رسد روزی که........


سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

انتظار دیگه بسه.......


سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

دعا


سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |

 

غم

تا با غم عشق تو هم اواز شدم

صد بار به عدم باز شدم

زان سوی عدم نیز بسی پیمودم

رازی بود کنون همه راز شدم


دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 |

 

روییدن عشق


دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 |

 

خدايي اين دنيا چقدر ارزش داره ؟

 

ارزش اينو داره كه من ، كه تو ، قلب همديگه رو بشكنيم

به خدا نداره

هيچ چيز ارزش قلب من و تو رو نداره

پس يه كاري كن

بيا قول بديم

قول بديم كه هميشه مواظب قلب همديگه باشيم

آره

مطمئن باش اينجوري واسه هميشه تو قلب هم جاودانه مي شيم .

دوست دارم...


دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 |

 

كاش قلبم درد پنهاني نداشت

تصوير

كاش قلبم درد پنهاني نداشت

چهره ام هرگز پريشاني نداشت

كاش مي شد دفتر تقدير عشق

حرفي از يك روز باراني نداشت

كاش مي شد راه سخت عشق را

بي خطر پيمود و قرباني نداشت


یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 |

 

گر از بهر دل زاهد خود بین........

Image hosted by allyoucanupload.com

یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 |

 

زاشک دیده نوشتم.........

تصوير

یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 |

 

آرزو

تصوير

یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 |

 


سلام من اشکان ناطق صاحب الزمانی هستم بچه تهران
این وبلاگ تقدیم می کنم به تمام عاشقان روی این کره خاکی
وامیدوارم که به عشقشون برسن

hellish_man1998@yahoo.com

 

 

 

آذر 1388
آبان 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387

 

به او:كه لحظه هايم بي حضورش دردناك و دردهايم باخاطراتش تسكين مي يابد ...
راست گفتم
شعله ي نگاه
نترس گريه كن
نقطه
تاتي تاتي
هرگز نمير
سيب زميني
شعری برای تو
دوستت دارم

 

سایت تخصصی موبایل برای ایرانیان
difooneha
پروانه عاشق
فاصله ها
دانلود طلایی
•°o.O ATTRACTION O.o°•
عشق-خودشانسی-موفقیت

 

 

RSS 2.0