تبليغاتX
عشق آخر

خانه تنهایی من

پنج وارونه چه معنا دارد ؟! | دوشنبه هفدهم تیر 1387 | 19:11 

خواهر کوچکم از من پرسيد

من به او خنديدم

کمي آزرده و حيرت زده گفت

روي ديوار و درختان ديدم

باز هم خنديدم

گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه

پنج وارونه به مينو ميداد

آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد

بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم

بعدها وقتي غم

سقف کوتاه دلت را خم کرد

بي گمان مي فهمي

پنج وارونه چه معنا دارد

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

می خواهم بمیرم | دوشنبه هفدهم تیر 1387 | 19:5 

می خواهم بمیرم ،

نه اینکه قلبم از کار بایستد و تنم سرد شود و با خاک یکسان شوم

می خواهم بمیرم ،

نه اینکه هیچ صدایی به گوشم نرسد و هیچ خورشیدی بر من

نتابد و از دیدن ماه وستارگان کور باشم

می خواهم به مرگی کاملأ غیرعادی بمیرم

مرگی شبیه بخار شدن آب

روییدن دانه

غروب خورشید

ابری شدن آسمان

می خواهم نیست شوم تا در دنیایی دیگر ظاهر شوم :

دنیایی که مزه ی آن را کاملأ نچشیدم

دنیایی که در آن همه چیز عادی باشد

جز وحشت از نیستی

جز درماندگی

جز تنهایی ......

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

اگه روزی من مردم | دوشنبه هفدهم تیر 1387 | 18:53 

اگر روزی من مردم وتو مرا دوست داشتی

هر پنج شنبه به مزارم بیا گل سرخی به روی قبرم بذار

تا همیشه آن گل سرخ را که به تو داده بودم به خاظر بیاورم

ولی اگر تو مردی من فقط یک بار به مزارت می آیم و آن دسته گل سفید

مریم را که با خون خود

 سرخ کرده ام برایت هدیه می کنم و عاشقانه در کنارت جان می سپارم

 

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

عشق من | دوشنبه هفدهم تیر 1387 | 18:50 

عشق من...

تو را از بین صدها گل جداکردم

توقلبم جشن عشقت رو به پا کردم

برای نقطه پایان تنهایی

تو تنها اسمی هستی که صداکردم

عشق من... عشق من...

بگو از پاکی چشمت منو لبریز خواستن کن

با دستات حلقه ای از گل بسازو گردن من کن

اگه از مرگ باورها از آدم ها دلم سرده

نوازش کن تو دستامو که خیلی وقته یخ کرده...

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

می ترسم....... | دوشنبه هفدهم تیر 1387 | 18:45 

مي ترسم از روزي كه      بگویی دوستت ندارم

                                         

مي ترسم از روزي كه       فاصله ها را طی کنم و نخواهی ببینمت 

                        

 می ترسم از روزی که  عمرو جونیم را به پایت بگذارم و از پیشم بری

 

می ترسم از روزی که     نيازمند تو باشم و تو بي تفاوت به من نيازمند كس ديگر

 

می ترسم از روزی که       بگویی دوستت ندارم 

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

مسافر سرزمين تنهايي | دوشنبه هفدهم تیر 1387 | 18:36 

باغبون خسته سکوت کرد... ديگه نمي خواد باغبون باشه، مي خواد مسافر سرزمين تنهايي باشه... ياد گل باغ، اما تو ذهنش بود... گلي که با وجود تمام مهربونياش، زيبايياش، اما خارهايي داشت که گهگاه دست باغبون رو زخمي مي کرد و بي خبر بود که دل باغبون رو خون مي کنه... گلي که بعد از فرو کردن هر خاري به دست باغبون عذر مي خواست و باغبونم هر بار مي پذيرفت...
بار آخرم باغبون پذيرفت و سکوت کرد... اما نفهميد چي شد که گل، باز عصباني شد... و باغبون خاموش شد و حالا مي خواد که بره، شايد خواست گل هم همينه... صداي قدمهاي باغبون ديگه جوون و محکم نيست، حالا ديگه صداي قدماش آروم و با طمأنينه هست... اين اون با غبوني که روز اول وارد اين باغ شد نيست...
نيم نگاهي کرد به گل و او رو سپرد به خالقش و خوب مي دونست که باغبون تازه در راه...
در باغ رو باز کرد و شد مسافر سرزمين تنهايي...

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

قلم فقط واسه تو می نویسه ... | دوشنبه هفدهم تیر 1387 | 18:31 

براي تو مي نويسم براي مهرباني چشمانت

  براي صميميتي که در کلامت موج مي زند

  براي تو مي نويسم

  براي لبخند شيريني که روي لبانت نقش مي بندد

  و براي نهال مهري که در سينه پرمهرت مي رويد

  فقط براي تو مي نويسم

  که صدايت زيباترين ترانه هستي است

  و براي نامت که پراز رازورمز زيبايي است

  فقط براي تو

 مي نويسم ...

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

مننظر لحظه ای هستم تا واسه همیشه کنارت باشم... | دوشنبه هفدهم تیر 1387 | 18:27 

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم.. در چشمانت

                           خیره شوم و بگویم دوستت دارم....

       دارم  را بر لبانم  جاری  کنم ...  منتظر  لحظه ای  هستم که در

                                            کنارت بنشینم....

سر  رو شونه هایت  بگذارم .. از عشق تو .. از داشتن  تو ..

اشک شوق  ریزم ...

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم ...

 بوسه ای  از  سر عشق به تو تقدیم کنم

 و با تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم ...

آری  من تو را دوست دارم

 و عاشقانه تو را می ستایم .

اگه تو فقط بخوای ...
دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

هیچ وقت نشد بهت بگم ولی می خوام حالا بدونی... | دوشنبه هفدهم تیر 1387 | 18:26 

هیچ وقت نشد بهت بگم

که من چقدر دوست دارم

نشد یه روز بهت بگم

که من فقط تو رو دارم

روزا با تو بیدار میشم

شبا با تو به خواب میرم

هیچ وقت نشد نفهمیدی

که جز تو دنیا ندارم

                  تو همه دنیای منی

امروز و فردای منی

من بی تو فردا ندارم

خواهریم واسه من یه فرشته بوده..

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

قشنگم عشق یعنی.... | دوشنبه هفدهم تیر 1387 | 18:23 

عشق *                                                   

 عشق یعنی با تو خواندن از جنون ،

           عشق یعنی سوختنها از درون

                     عشق یعنی سوختن تا ساختن ،

                                 عشق یعنی عقل و دین را باختن

                                              عشق یعنی دل تراشیدن ز گل ،

                                                         عشق یعنی گم شدن در باغ دل

                                                                    عشق یعنی تو ملامت کن مرا،

                                                                             عشق یعنی می ستایم من تو را

                                                                       عشق یعنی در پی تو در به در ، 

                                                            عشق یعنی یک بیابان درد سر

                                                   عشق یعنی با تو آغاز سفر ، 

                                         عشق یعنی قلبی آماج خطر   

                              عشق یعنی تو بران از خود مرا ،

                    عشق یعنی باز می خوانم تو را

         عشق یعنی بگذری از آبرو ،  

عشق یعنی کلبه های آرزو

                                         عشق یعنی  ....................*

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

هرکه عا شق شد | دوشنبه هفدهم تیر 1387 | 18:2 

هر که عاشق شد منت از صد یار می باید کشید
بهر یک گل منت از صد خار می باید کشید

من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل
بخت بد بین کز اجل هم ناز می باید کشید


دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

دلم گرفته | دوشنبه هفدهم تیر 1387 | 17:50 

دلم گرفته و هر سوي خانه‌ام ابريست
دلم گرفته و گريه دواي دردم نيست
حريف ني لبك و سوز دل نمي‌گردم
ولي درون دلم بذر صبر پروردم
خداست شاهد اين حرف و عشق مي‌داند
كه روز جمعه نگاهم به جاده مي‌ماند
به آتشي كه دلم را هميشه سوزانده است
دواي درد عدالت كنار در مانده‌ست
دري است فاصله من و يك سبد رويا
دري است فاصله من و يوسف زهرا
دلم گرفته، دقايق هنوز در راهند
و عاشقان شقايق هنوز در راهند
دلم گرفته، كسي نيست، جاده بي‌رنگ است
دلم گرفته و اين قلب ساده بي‌رنگ است
هميشه مانده‌ام اينجا، هميشه مي‌مانم
عبور مي‌كند آيا كسي؟ نمي‌دانم!

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

..:: دختر نابینا ::.. | دوشنبه هفدهم تیر 1387 | 17:38 

دختركوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي  رفت ويه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

تو نيستي | یکشنبه شانزدهم تیر 1387 | 17:57 

ديگه مهم نيست چي بشه
چون
تو نيستي
مهم نيست چي باشه، کي باشه
چون
تو نيستي
خيليا هستن،، خيليا
ولي
تو نيستي...


دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

خداحافظ مسافر... | یکشنبه شانزدهم تیر 1387 | 17:41 

قلبم سنگين است. ديگر نمي‌خواهم کوله بار خاطراتت را به دوش بکشم. نمي‌خواهم شب و روز به انتظار روز عذاب تو بنشينم. تصميم دارم تو را با تمام خوبيها و بديهايت فراموش کنم. خاطراتت را به خاک بسپارم تا همه باور کنند تو براي من مرده‌اي.
اين روزها شنيده‌ام کسي قلبت را شکسته است. مي‌دانم بخاطر قلب شکسته خودت از من حلاليت خواستي. مي‌دانم تصميم داري به سوي سرنوشت خود بروي و دستي را که از من دريغ کردي در دست ليلاي ديگري بگذاري.
ديگر برو. به سلامت مسافر. پشت سرت نه اشکي هست و نه آهي. اينجا کسي دلش براي تو تنگ نمي‌شود. حيف از روزهاي خوش جوانيم که به دست تو سپرده بودم. قبول دارم که دستهاي پاييزي تو لايق جوانه‌هاي بهاري قلبم نبود.
نمي‌خواهم با يادآوري تو و خاطراتت لحظه‌هايم را خراب کنم؛ زندگيم را در اين حالتي که هست دوست دارم... مخصوصاً در کنار دوست عزيزي که براي تاريکيهايم چراغ آورد و زخمهاي به جا مانده از خنجر تو را التيام بخشيد. خاطرات خوب و بد تو را براي هميشه به خاک مي‌سپارم و تو را به خدا...!
خداحافظ مسافر...

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

باورم نيست که ديگر رفتي | یکشنبه شانزدهم تیر 1387 | 17:38 

رفتنت را ديدم
تو به من خنديدي
آتش برق نگاهت دل من آتش زد
و مرا در پس يک بغض غريب
در ميان برهوتي تاريک
پشت يک خاطره سرد و تهي
با دلي سنگ رهايم کردي
و تو بي آنکه نگاهي بکني به دل خسته و آزرده من
رفتنت را ديدم
تا به آنجا که نگاهم سو داشت
و تو در آخر اين قصه تلخ محو شدي
باورم نيست که ديگر رفتي
اشک من بدرقه راهت باد...

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

دلم برايت تنگ شده است | یکشنبه شانزدهم تیر 1387 | 17:34 

از تو جدا شده است ... دلم نه ........
از اين همه آبي ... از اينهمه آسمان که تا زمين چيده شده است .... از اين همه آواي موج که عاشقانه بر شانه هايم مي گذرند ... از اينهمه پرنده که مرا به ياد بهشت مي اندازد .... عبور مي کنم و به سوي آنهمه خاکستري مي آيم ...
قسم مي خورم که با چشمهاي تو ديدم ... با نفس تو نفس کشيدم ... با دل تو گريستم ....
دلم برايت تنگ شده است، شيرين ترين روياي زندگي ... دلم برايت تنگ است و مي دانم به سوي تو باز نمي گردم ...
در اين همه آرامش و زيبايي ... مسخ شده ام .... همه جان شده ام و غرق در اين آواي دل انگيز ... به روياي تو غرقم ...
فکرش را بکن ... مرگ که لحظه اي فرا مي رسد و پنجه در پنجه جانم مي اندازد و از ذره ذره تنم بيرون مي کشد .... و اين من تهي ... اين دل تهي ... اين جان بي تن .... هر يک گوشه اي ...
تن را به خاک ... جان را به آسمان خواهند سپرد .... و دل را ... به فراموشي ....
فکرش را بکن ... همين جا ... همين حال ... که من اينجا همه وجودم را به دست آواي خوش بهشت سپرده ام .... بيايد .... نزديک من بنشيند ... چشم در چشمم بدوزد دستهايش را آرام آرام به سويم دراز کند ... و آنگاه که در جذبه سکوت در روياي تو ام ... ناگاه همه چيز سياه شود .... مثل وقفه ميان دو حلقه فيلم .... آنروزها که شانه به شانه هم چشم بر پرده مي دوختيم و يک لحظه در سياه مطلق فرو مي شديم ... تا باز با شمارش معکوس ... به دنياي رنگها باز گرديم ....
اما اينبار شانه ام نه به شانه تو.... به خاک سرد است ... و مي دانم اينبار که در ابديت فرو مي شوم نگاه تو را جستجو گر و مهربان ... ندارم .... مي دانم که اينبار ... شمارش معکوس ... تا انتهاي دنيا ادامه خواهد يافت .... و انتظار بس طولاني ... و بدون مرگ .... که من اينبار خود مرگم ....
دلم برايت تنگ شده است قرار دل.... و اين .... اينهمه تلخم کرده است باز هم بهت ميگويم... دوستت دارم...
دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

خيال کردم... | یکشنبه شانزدهم تیر 1387 | 17:30 

خيال كردم يه عمر با من ميمونه
گمون كردم واسم يه هم زبونه
نگفته بود پي يه عشق ديگست
تا تحقير بشمو دل بسوزونه
نگفت به فكر فرصتي دوبارست
براي دل بريدن فكر چارست
نگفت به فكر تحقير نگاهام
شكستن غروري پاره پارست
حالا به مرگ من راضي نميشه
مي خواد جون بكنم واسش هميشه
به اون ظالم بگين نفرين اين دل
تا زنده ام به راه زندگيشه
درسته كولي و بي كسو كارم
ولي واسه خودم خداي دارم
براي ديدن روز عذابت
دارم ثانيه هارو مي شمارم


دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

..:: دعا می کنم که ... ::.. | یکشنبه شانزدهم تیر 1387 | 17:14 

دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را

 

در انحصار قطره های اشک نبینم

 

و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد 

 

دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم

 

و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم 

 

دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد

 

همیشه از حرارت عشق گرم باشد

 

و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم 

 

من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند

 

برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم

 

که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند

 

من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند

 

و بدان در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی

 

پس برایم دعا کن ، دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکند

اي روشنايي كلبه تاريك من...

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

..:: نمي تونم ببخشمت... ::.. | یکشنبه شانزدهم تیر 1387 | 17:10 

میدونی چیه؟ نه نمیدونی. یعنی هیچ وقت نخواستی بدونی . هیچ وقت حاضر نشدی حتی یه بار به خاطر کسی که همیشه به خاطر تو غرورش رو له میکرد از غرور لعنتیت دست بکشی. دیگه میخوام دوست نداشته باشم.شاید اینجوری یه ذره بتونی احساس من رو درک کنی.

نمیدونم... شایدم مثه بقیه چیزا از اینم خیلی ساده بگذری
اما این رو بدون نمی تونم 

ب

ب

خ

ش

م

ت....!!!!

تو بودی...دیگه نترسیدم...

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

..:: صدام کن... ::.. | یکشنبه شانزدهم تیر 1387 | 17:3 

بهت نمي گم که دوست دارم قسم می خورم که دوست دارم

 

بهت نمي گم هر چي بخواهي بهت مي دم

 

چون همه چيز من تويي

 

نمي خوابم که خوابت رو ببينم چون خيلي خوشتر از خوابي

 

اگر يک روز چشمات پر اشک شد و دنبال شونه اي گشتي تا گريه کني

 

صدام کن

 

قول نمي دم اشکاتو پاک کنم

 

منم باهات گريه مي کنم

 

اگر دنبال مجسمه سکوتي گشتي تا سرش داد بزني

 

صدام کن

 

قول مي دم ساکت بمونم

 

اگر دنبال خرابه اي گشتي تا نفرت رو در اون دفن کني

 

صدام کن

 

قلبم حالا خرابه وجود توست

 

اگر يک روز صدات کردم که بهت نياز دارم

 

بهم نگو کجايي ؟!

فقط يک لحظه چشماتو ببند بهم فکر کن

قسم می خورم که دوست دارم...

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

..:: عاشق كه مي شوي رهايت ميكنند ::.. | یکشنبه شانزدهم تیر 1387 | 17:1 

هميشه همينطور بوده است!

عاشق كه مي شوي رهايت ميكنند؛ گويي مي آزمايندت.

رهايت ميكنند تا ايمان بياورند كه باز ميگردي،

رهايت ميكنند تا خود نيز بداني كه در بندي و راهي جز بازگشتت نيست... در بند آن چشمان زيبا و صدايي كه آرام است و دلنشين و ترا با عشق پيوند ميدهد،

و همواره ميدان عشق همين بوده است.

عاشقت كنند و رهايت سازند...

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

عشق | یکشنبه شانزدهم تیر 1387 | 16:53 

عشق زمانی است که نتوانی به چیزی جز او فکر کنی.
عشق زمانی است که دستش را در دست داری و آغاز آشنایی تان را به یاد نمیاوری.
عشق زمانی است که هر وقت خبر جالب یا غم انگیزی می شنوی به اولین کسی که دوست داری بگویی ، اوست .
عشق زمانی است که اگر شرایط فراهم نشد چند وقتی او را ببینی ، احساس بیماری و کسالت کنی .
عشق زمانی است که وسایلی را که دوست دارد بلافاصله برایش می خری، فقط چون می دانی وقتی ان را به او می دهی به تو لبخند می زند.
عشق زمانی است که تو رضایت او را به رضایت خودت ترجیح دهی.
عشق زمانی است که او لباسهای زیبایش را فقط به خاطر تو بپوشد .
عشق زمانی است که هر وقت از موضوعی نگران است ، به او ارامش دهی.
 
عشق زمانی است که حتی وقتی در مهمانی جای زیادی برای نشستن هست درکنار تو بنشیند.
عشق زمانی است که بعد از انکه از او جدا شدی ، دیگران را با او مقایسه کنی و همه ی انها را در مقابل او کوچک ببینی .
عشق زمانی است که " زندگی " می کنی
عشق زمانی است که  به اوج می رسی
 
mahdi4u
دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

انقدر دوست دارم | یکشنبه نهم تیر 1387 | 19:19 

اونقدر دوست دارم بشنوی خندت ميگيره

تو نگا ميکني و دلم تو چشمات مي ميره

اونقدر دوست دارم ديوونه بازی ميکنم

کلکم شاکی نشو من تورو رازی ميکنم

قيمت چشماي تو قلب منه اندازه نيست

واسه دوست داشتن تو نيازی به اجازه نيست

اونقدر دوست دارم حوصلتو سر ميبرم

يه روزی نيای بگی ديگه تورو دوست ندارم

ساعت ديدن تو صدای من در نمياد

آره تقصير منه دوست دارم خيلی زياد

اونقدر دوست دارم شماره ها خسته ميشن

تا نهايت ميرنو با چشم تو بسته ميشن

اونقدر دوست درم بشنوی خندت ميگيره

تو نگا ميکنی و دلم تو چشمات ميميره

اونقدر دوست درم ديوونه بازی ميکنم

کلکم شاکی نشو من تورو رازی ميکنم

قيمت چشمای تو قلب منه اندازه نيست

واسه دوس دشتن تو نيازی به اجازه نيست

اونقدر دوست دارم حوصلتو تو سر ميبرم

يه روزی نيای بگی ديگه تورو دوست ندارم

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

با تو بودن | یکشنبه نهم تیر 1387 | 19:17 

Image and video hosting by TinyPic
دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

گفتم....... | شنبه هشتم تیر 1387 | 18:28 

تصوير

گفتم: تو شيرين منی...
گفتا: تو فرهادی مگر؟...
گفتم: خرابت می شوم...
گفتا: تو آبادی مگر؟...
گفتم: ندادی دل به من...
گفتا:تو جان دادی مگر؟...
گفتم: ز کويت می روم...
گفتا: تو آزادی مگر؟...
گفتم: فراموشم نکن...
گفتا: تو در يادی مگر؟
دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

دوستت دارم | شنبه هشتم تیر 1387 | 18:25 

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

فاصله ها | شنبه هشتم تیر 1387 | 18:24 

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

نرو | شنبه هشتم تیر 1387 | 18:24 

تصوير

نرو تو هم مثل من نميتوني دَووم بياري

نرو
تو هم تو غصه كم مياري
نرو
تو هم ميپوسي ميميري بي من

نرو
تو هم طاعون غم ميگيري بي من

نرو
تو كه ميدوني من بي تو, تو بي من يعني حسرت
تو كه ميدوني بي جواب ميمونه عشقو عادت
تو كه ميدوني كم ميشم
توكه ميدوني كم ميشي
توكه ميدوني هم اغوش غم ميشي
نرو
بري جواب روزاتو چي ميدي
حرفاي مارو تو گوش كي ميگي
تو ميدوني توي اين بچه بازي
منو تو هردو بازنده بازي
نرو كه رفتنت صلاح ما نيست
ببين جدايي تو نگاه ما نيست
نرو
نزا بگن عشق يعني حسرت
نزا كه اين تمنّا بشه نفرت
نرو
نرو
نرو

دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

قفس | شنبه هشتم تیر 1387 | 18:17 

 

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باقی و دلم شاد کنید
دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

نداند حقیقت....... | شنبه هشتم تیر 1387 | 18:12 

تصوير

نداند حقیقت که من کیستم
چه کین است با من فلک را به دل؟
که هر روز یک غم کند بیستم
از این زیستن هیچ سودم نبود
هوایی همی بیهده زیستم
اگر مهربانی بپرسد مرا
چه گویم از این عمر بر چیستم؟
از آن طیره گشتم که بخت بدم
بخندد بر من چو بگریستم
بدان حمل کردم که گردون همی
نداند حقیقت که من کیستم
دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

منتظر نمی ایستم | شنبه هشتم تیر 1387 | 18:11 

تصوير

منتظرت نمی ایستم
از ایستادن در سکو و انتظار آمدن قطار را کشیدن متنفرم
همیشه دیر می آیم
تا زمانی که قطار رسیده باشد
تو پیاده شده باشی
چشمانت میان جمعیت سرگردان دنبال من بگردد
و زمانی که مایوس از نیامدنم به راه افتادی
در میانه مسیر به هم بخوریم!
و انگار نه انگار که منتظر همدیگر بوده ایم
از دیدن هم تعجب بکنیم!!
دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

عروس خوب قصه | شنبه هشتم تیر 1387 | 18:2 

تصوير
دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

رویای میان ما | شنبه هشتم تیر 1387 | 17:57 

تصوير
دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

زیبایی عشق | شنبه هشتم تیر 1387 | 17:56 

تصوير
دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

چشمانت | شنبه هشتم تیر 1387 | 17:54 

تصوير
دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

مومن | شنبه هشتم تیر 1387 | 17:54 

تصوير
دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

ای دوست دعا کن | شنبه هشتم تیر 1387 | 17:52 

تصوير
دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |

مرگ | شنبه هشتم تیر 1387 | 17:50 

تصوير
دلشكسته اي به نام اشکان | لينک ثابت | موضوع: |